مروارید اندیشه

اقتصادی َاجتماعی وفرهنگی(هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون ذکر منبع غیر مجاز میباشد)

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 30 مهر ماه سال 1386

در حاشیه  برنامه ریزی

برنامه ریزی به بیان ساده عبارتست از اینکه:امکانات موجود+هدف+روش یا راه حل

به بیان ساده = چه داریمَ؟ جکار میخواهیم بکنیم؟ به چه روشی؟ آگاهی کامل از داشته ها و استعدادها و امکانات موجود از یک طرف  ودانش به هدف ومقصد از سوی دیگر با همراه شدن با روش وشیوه مناسب واتخاذ گونه وطریقه دسترسی تحقق هدف را ضمانت میکند. هدف از برنامه ریزی استفاده صحیح از فرصتها واستعدادها وامکانات موجودمیباشد.

در استفاده بهینه از داشته ها و امکانات هنر ترکیب و بکارگیری مناسب عوامل   کیفیت محصول و اقتصادی بودن آن را میسر میسازد.و مدیریت نمودن این مرحله شاید از شناخت امکانات واستعدادها به مراتب مشکل تر است.و تصمیم به انخاب طریقه وروش نیل به هدف از دو مرحله قبل دشوارتر به طوریکه جزءکوچک این مرحله را نظارت وارزشیابی تشکیل میدهد.

برنامه ریزی بعنوان یک سیستم:نگرش سیستمی ونظام مند به برنامه ریزی مانند سایر سیستمهاموجب این میگردد که ما به ورودی ‌‌٬پردازش٬خروجی آگاهی داشته باشیم .ورودی سیستم عبارت است از اطلاع وآگاهی ما از امکانات ومنابع انسانی ومادی وبه بیان دیگر سخت افزار و نرم افزاز های موجود . پردازش :هنر ترکیب منابع موجود بر ای بازدهی بهینه و یا بهترین شکل تخصیص منابع برای رسیدن به هدف ٬بطوریکه ترکیب بهینه دیگری در آن شرایط وجود نداشته باشدرا شامل میگردد. خروجی: محصول نهایی سیستم تدوین برنامه ای که کلیه مراحل ٬امکانات ٬استعدادها٬روش بکارگیری آنها و استراتژیها برای  رسیدن به هدف در آن مشخص گردیده خواهد بود . مانند نسخه برای بیمار و نقشه کامل یک ساختمان٬ طرح کامل اجرای یک پروژه.

جایگاه واحد برنامه ریزی:بر نامه ریزی نکردن برا ی خود  دایره پیگیری کننده امور برنامه ریزی عمده مشکل ریشه دار در نظام بر نامه ریزی موجود میباشد . به بیان دیگر : تو خود حجاب خودی حافظ از میان بر خیز. گام اصلی و عمده برنامه ریزی برای برنامه ریزی است و هر تلاش بدون آن بی فایده خواهد بود. دراین مرحه یکی از مسائل مهم وقابل توجه در برنامه ریزی تعیین حدود اختیارات واحد در متن سیستم و تعریف تعاملات طولی ٬عرضی و یا دریک فصای چند بعدی  میباشد در این مر حله متغیرها احصاء میشوند یعنی متغیر های ملی ٬استانی و شهرستانی دسته بندی میگردنند بدون توجه باین امر فاز نظارت وارزش یابی قادر به ارائه نظر نخواهد بود و بطور عمده ناکامیها وشکستهای برنامه توجیه وبه عبارت دیگر به گردن دیبگران خواهد افتاد.

فضای برنامه ریزی:اگر بر نامه ریزی را در فضایی سه بعدی که طول٬عرض وارتفاع آن :اعتبارات ریالی٬فعالیتها و یا زیر بخشها٬سازمان وتشکیلات اداری بر نامه ریزی باشد لذا  دایره برنامه ریزی را نمیتوان بعنوان نقطه مستقل ومجرد دراین فضا تصور نمود بد بختانه تنها نکته ایکه در برنامه ریزی ا   در جوامع در حال توسعه از نظر دور مانده است شناخت وبرنامه ریزی برای برنامه ریزی است این عبارت که مباحث گسترده ای  در پی دارد که کتابها میتوان پیرامون آن نگاشت قدم اول برنامه ریزی است  ٬من آنچه شرط بلاغست با تو میگویم= تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. 

 گستره بر نامه ریزی :در اینجا در حد انجام پروژههای عمرانی ونقطه ای نه بر نامه ریزی کلان ٬ بلکه بر نامه ریزی منطقه ای حد اکثر در سطح استان ٬شهرستان٬بخش ٬دهستان٬شهر وروستا میباشد .و مقصود اصلی آن است کّ ایا باید واحد بر نامه ریزی در تشکیلات اداری و دولتی(بخش عمومی) باشد ویا خیر ؟آیا در حال حاضر میتوان چارت تشکیلاتی آن را تهیه نمود؟تصویر وضع موجود بر نامه ریزی در این سطوح چگونه است؟ آیا نسبت به مستند سازی همین روال گرچه ناقص اقدامی صورت گرفته یا نه؟ پر واضح است که دوایر برنامه ریزی از سطح استان تا سطح ملی دارا ی هویت وتشکیلان برجسته و شفاف میباشد امادر قاعده عملیاتی سازمانها چه؟  قاعده هرم سازمانی فقط مجری است یا در حد خود بر نامه ریز هم هست؟در جواب باید گفت ماهیت کار توام با دقت ونظم نمیتواند از برنامه ریزی منفک باشد.ونگاه اجرایی صرف به سمت قاعده هرم سازمانی مدیریت آمرانه صرف را طلب میکند که در عمل منسوخ است.

تفکر وفرهنگ برنامه ریزی:بر نامه ریزی در فضای آکادمیک در میان تئوریها وفر مولها به دام افتاده ومحصور شده است واز آن یک مدینه فاضله و هدف آرمانی ساخته که قابل اجرا در میدان عمل نیست وعرصه عمل نیز برای این نظریات واندوخته های علمی  غریب و بیگانه است -امان از غریبی (ملا و دوری از اهل و عیال). غافل از آنکه در واقع دو فضای متفاوت دانشگاه و عرصه اجرا وجود ندارد بلکه این دو فضا یکی است وآنهم ماهستیم به بیان دیگر کارمند از دانشگاهی و دانشگاهی از کارمند جدا نیست واین ما هستیم که هنر پیاده کردن علم را در عمل داشته باشیم بازهم : تو خود حجاب خودی حافظ از میان بر خیز. از سوی دیگر مدیر عمل زده ومنفعل و مرید محض بدون فکر وفرهنگ بر نامه ریزی٬  موجود ناتوانی است که تاریخ مصرفش زود تمام میشود.کار زدهگی ٬ماشین زدگی(ماشینیزم) ٬نوع دیگری از الیناسیون ٬از خود بیگانگی    وخود باختگی است ٬همه این امراض قوه ابتکار و خلاقیت وآزاد اندیشی را از انسان سلب میکنند. برنامه ریزی کار دشوار ونشدنی نیست .

چشم انداز کلی بر نامه ریزی:اقتصاد کشورهای یشرفته و در حال توسعه در حال کاهش وابستگی به دولت وافزایش نقش بخش خصوصی به لحلظ داشتن انگیزه سود برا ی بهره برداری بیشتر از منابع و اقتصادی کردن تولید یش میروند وفعالیتهای اجرایی و سرمایگذاریهای اقتصادی را ازقید ملاحظات سیاسی مبرا مینمایند واین در اقتصاد هر کشوری یک مرحله گذر  از عقب ماندگی بسمت رشد و توسعه همه جانبه محسوب میگردد.لذا مدیریت امر برنامه ریزی

به هر اندازه که به دولت وابسته باشد غیر اقتصادی وغیر علمی است .

 در حاشیه ادغام سازمان مدیریت و بر نامه ریزی نیز باید اذعان نمود که این اقدام در عمل    در راستای عملیاتی نمودن اصل ۴۴ قانون اساسی مبنی بر کاهش تصدی گری دولت وافزایش نقش بخش خصوصی در اقتصاد نبوده و قرار دادن مدیریت منابع اقتصادی در وااحدمدیریت مسائل سیاسی متناقض با اصل خصوصی سازی اقتصادی میباشد.

ساختار مدیریت منابع کمیاب(اقتصادی): در اکثر کشورهای توسعه یافته ودر حال توسعه تشکیلات مستقل با هدف استفاده بهینه از عوامل تولید وا پتیمم نمودن ترکیب عوامل با حداقل وابستگی به دولت وملاحظات دولتی وجود دارد .یعنی سازمان متولی مدیریت منابع مالی وبرنامه ریزی برای   رسیدن به هدف رشد وتوسعه اقتصادی ونجات از فقر باید این ویژگی را دارا باشد. آغشته کردن مدیریت منابع وعناصر رشد و توسعه اقتصادی به امور دیگر در تضاد با اهداف از پیش تععین شده میباشد. کشورهای رو به رشد در حال حداقل نمودن نقاط اتصال و وابستگی مدیریت منابع اقتصادی به بدنه دولت بوده و مرحله گذر ازاین دوره را سپری مینمایند

پوست اندازی اقتصادی  وطی این مراحل گذار از الزامات اجتناب ناپذیر اقتصادهای روبه رشد است.وراهی غیر از آن وجود ندارد. ساختار وروش مدیریت منابع برای حصول هدف مشخص شده از قسمتهای استراتژیک امور برنامه ریزی است که باید به آن توجه شایسته ای مبذول داشت.

    خلاصه بعد از نگرش سیستمی ٬  محتوای سیستم(ورودی٬پردازش٬خروجی)٬محل استقرار سیستم٬فضای سیستم٬گستره وبرد سیستم٬تفکروفرهنگ برنامه ریزی٬چشم انداز سیستم بر نامه ریزی

 

یکشنبه 29 مهر ماه سال 1386

ضرب المثلها ی بومی

برای حفظ فرهنگ بومی  ومتنوع محلی وحراست از آن د رمقابل هجوم فرهنگهای  وارداتی و نا سازگار با آداب و رسوم لذا بر آن شدیم که مجموعه ای  از ضرب المثتهای ریشه دار و محلی کمیجان را با توضیحات لازم گردآوری نماییم وپس از آن به مرتب نمو دن آنها بپردازیم .بدین جهت از انتقادات وراهنماییها وارسال مطالب توسط شما همشهریان عزیز استقبال نموده و درخواست یاری مینماییم وامید واریم مارا از یاری بیدریغ خود محروم ننمایید .انشاا...

 لازم میدانم بعرض بر سانم :الف)که آنچه بعنوان مثلها با زبان آذری محلی بیان میشود بصورت محاورهای وخارج از چارچوب دستور و زبان وقواعد لازم میباشد. ب)کلیه مطالب مندرج در این وب لاگ فی البداهه وبدون تهیه پیش نویس صورت میگیرد لذا تقاضا مندیم ضمن ارائه پیشنهادات

اشکالات دستوری را از ما خرده نگیرید. متشکرم

ضرب المثل 1)ارییه گوره باش باقلا یوکیه گوره داش باقلا

کنایه از رعایت تعادل وبرقراری هماهنگی و موازنه در دخل وخرج وتوان وداشته ها وآسیبها وتهیدات

در مسیر نیل به هدف ازپیش تعیین شده میباشد.

  صورت ظاهری ومعنای لفظی :آن عبارتست از اینکه نسبت به مقدار وزن بار(بر روی الاغ) طرف دیگر خورجین یا سار را با بستن مقداری سنگ  با طرف مقابل به تعادل برساند - زن نسبت به قیافه ودر آمد و شاءن  شوهرش آرایش و خود آرایی و یا هزینه و خرج  نماید.  

ضرب المثل ۲) سو ایچمگه اشکدن  یول گیدمگه اینکدن      اورگن : کنایه ای است از تاءنی و وقار ومتانت در رفتار شخصی وپرهیز از کارهای سبک

:عبارتست ازاینکه آب خوردن را از خر و راه رفتن را از گاو یاد بگیر (خر موقع خوردن آب دو لب خود را بهم چسبانده وآب را از میان دو لب بآرامی مینوشد وگاو نیز با آهستگی و وقار تمام راه می پیماید و لذا این دو گونه رفتار باید سرمشق انسان نیز باشد).

 ۳)دییردی بووسله یانوندا قوز سایوللار:کنایه ازتاءکید فردی  روی موضوع  خاص وعدم توجه طرف مقابل به گفته های وی به لحاظ عادی بودن

وآشنایی بیشتر گوش شنونده َ بطوریکه گوینده تلاش واصرار در تفهیم موضوع دارد ولی شنونده بی تفاوت به کار دیگر میپردازد وبه زبان بی زبانی می گوید که : میدانم چه میگویی ویا چه میخواهی بگویی به عبارت دیگر :تو بگویی ؛ف؛ من تافرحزاد میخوانم. 

صورت ظاهری ومعنای لفظی :بووس=وفس به زبان محلی در محدوده شهرستان کمیجان و مناطق ترک نشین همجوار    بووسله=وفسی    قوز=جوز =گردو   به دلیل اینکه وفس از قدیم الایام معدن گردو در استان ومنطقه مطرح بوده وشمردن گردو توسط باغداران گردو بسیار آسان است و قادرند ضمن گوش دادن به حرف طرف مقابل و انجام کار دیگر گردو را نیز شمارش کنند( ترجمه لفظی:انگار درپیش وفسی گردو میشمارند).

۴)گچن یاقوشا کپنک دوتمازلار:کنایه ا زاینکه :پیشگیری بهتر از درمان است ویا  علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد  یا : از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن  ، برای اتفاق واقع شده دیگر نباید چاره جست و یا : نوشدارو بعد از مرگ سهراب!

صورت ظاهری ومعنای لفظی : ترجمه ترکی آن اینست که: به باران باریده پوستین ویا لباس بارانی که انسان را از خیس شدن نجات دهد نمی پوشند. ویا بعد از باران چتر به چه دردی میخورد؟ گچن=گذشته   یاقوش=باران  کپنک= پوستین ،بارانی   دوتمازلار= نمگیرند ، بکار نمیبرند

۵)یری بیل اوتور دیمسینلر دور اوتور:مفهوم آن اینست که: در مجلسی که وارد شدی بدان که کجا بنشینی تا نگویند که پا شو دوباره در جای دیگر بنشین ٬ قبلا جای خود را بیاب.پایت را از گلیم خو دراز تر نکن ٬از کوپن خود بیشتر حرف نزن(معاصر) - یا  معادل این شعر ومثل  کمیجانی اصل: ای آقایان بیر مجلسه واراننایا خچی اوتور یاخچی دانوش یاخچی گویل     گورن دیسین باریک الله یاخچی دور

 

صورت ظاهری ومعنای لفظی : یر=جا ٬یری=جایت را   بیل=بدان  اوتور=بنشین٬

دیمسینلر=نگویند٬ دور=پاشو  :بدان کجا بنشینی تا نگویند پاشو در جای دیگر بنشین.

ادامه مطلب ...
سه شنبه 24 مهر ماه سال 1386

نماد بزرگداشت استاد فخرالدین عراقی

ابراهیم بن بوذرجمهر ملقب به فخر الدین عراقی شاعر بزرگ عرصه ادبیات فارسی که در قرن هفتم در کمیجان تولدیافت از عارفان وشاعران صاحب سبک وبنیانگذار سبک وسیاق نوین در ادبیات این مرزو بوم است بطوریکه شاعران پس از وی از جمله لسان الغیب حافظ شیرازی خو د را پیرو مرام و روش این شاعر نامی میداند ومیگوید: غزلیات عراقی است سرود حافظ   که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد.

   این عارف بزرگ در مورد زادگاهش چنین می سراید:

یارب این بوی چنین خوش زگلستان آید؟       یا    زباغ   ارم   روضه  رضوان    آید؟

یا صبا  بوی   سر  ذلف   نگاری     آورد          یا خود این بوی زخاک خوش کمجان آید

ویا در جای دیگر:

هر غریبی    که  در وطن   بینی                   عاقبت باز  یابد  اوطان  را

جز عراقی که نیست امیدش                     تا ببیند وصال کمجان را

    کمجان -َکمیجان - کوموزان -که موزان وکوهمیزان احتمالا به لحاظ مجاورت این شهر در کوهپایه کوه قلنجه که از لحاظ هیئت وشکل ظاهری و هندسی دارای خط الرس منظم ومیزان وسینوسی شکل میباشد اطلاق گردیده ودر اصل همان کوهمیزان نام اصلی کمیجان بوده که در طول تاریخ وادوار گذشته و حاکمیت اقوام به کمیجان تغییر یافته است. (مولف)

در بعضی از منابع از جمله کتاب تاریخ قم آورده شده است که  این شهر توسط کمی فرزند    کیخسرو ساسانی بنا گردیده و بدین جهت به کمیجان مشور گردیده است. ولی آنچه مسلم است آثار تاریخی نشان از سابقه تاریخی پیش از میلاد دارد.  

۱)به هر حال برای تجلیل و بزرگداشت یا د این عارف فرزانه پیشنهاد میگردد که نماد وسمبل  خاص با مشارکت وهمکاری مسئولین وکارشناسان هنر ومعماری با برگزاری مسابقه طراحی و بعنوان نماد این شاعرو زادگاهش واستانش مانند نماد دیگر شعرا در کمیجان ساخته شود.  

۲)یک میدان در اراک و تهران  ونیز یک خیابان  در تهران وسایر شهرستانها به نام این شاعر بزرگ واستاد حافظ نامگذاری شود .  

۳)این استان مهد ادیبان وفرهیختگانی چون استاد فخرالدین عراقی است  که ادبیات فارسی سرشار از آثار وی شاعرانی جون حافظ خود را متاثر از  او وسبک وسیاق ومرام عراقی میداند  لذا ساختن نماد و سایبان وتهیه سنگ نوشته از اشعار نغز وی کمترین اقدام در جهت خدمت این شاعر بزرگ به ادبیات فارسی است 

جناب آقای مهندس سهرابی
استاندار محترم مرکزی
با سلام واحترام
آیا میدانید که عرصه ادبیات زیبای فارسی بر لسان الغیب حافظ شیرازی میبالدو حافظ نیز خود را مرید استاد فخر الدین عراقی کمیجانی میداند وکلاس وسبک قالب هنری وی را بر میگزیند و میگوید: غزلیات عراقی است سرود حافظ    که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد؟! استان ما باید به وجود چنین نام آوران عرصه ادبیات فارسی ببالد وافتخار کند ،چرا نام این شخصیت بی بدیل ادبیات را در سایتها وجراید قرار ندهیم؟ چرا  میدانی و بلواری در شهرهای بزرگ مانند تهران اراک اصفهان و... به نام این استاد بزرگ ادبیات کهن ایران نباشد؟
سایتهای معروف مانند ویکی پدیا وسایر پر از اطلاعات در مورد این شخصیت بزرگ است اما  مردم ومدیران استان کمترین اطلاعی از این موضوع ندارند چرا؟
خواهشمند است دستور فر مایید در مقالات ونوشته ها بازنگری شده ولیست کاملی از مشاهیر استان آورده شود.
متشکرم
   

 نقل مطالب باذکر منبع مجاز است-مولف

سه شنبه 24 مهر ماه سال 1386

نماد بزرگداشت استاد فخرالدین عراقی

ابراهیم بن بوذرجمهر ملقب به فخر الدین عراقی شاعر بزرگ عرصه ادبیات فارسی که در قرن هفتم در کمیجان تولدیافت از عارفان وشاعران صاحب سبک وبنیانگذار سبک وسیاق نوین در ادبیات این مرزو بوم است بطوریکه شاعران پس از وی از جمله لسان الغیب حافظ شیرازی خو د را پیرو مرام و روش این شاعر نامی میداند ومیگوید: غزلیات عراقی است سرود حافظ   که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد.

   این عارف بزرگ در مورد زادگاهش چنین می سراید:

یارب این بوی چنین خوش زگلستان آید؟       یا    زباغ   ارم   روضه  رضوان    آید؟

یا صبا  بوی   سر  ذلف   نگاری     آورد          یا خود این بوی زخاک خوش کمجان آید

ویا در جای دیگر:

هر غریبی    که  در وطن   بینی                   عاقبت باز  یابد  اوطان  را

جز عراقی که نیست امیدش                     تا ببیند وصال کمجان را

    کمجان -َکمیجان - کوموزان -که موزان وکوهمیزان احتمالا به لحاظ مجاورت این شهر در کوهپایه کوه قلنجه که از لحاظ هیئت وشکل ظاهری و هندسی دارای خط الرس منظم ومیزان وسینوسی شکل میباشد اطلاق گردیده ودر اصل همان کوهمیزان نام اصلی کمیجان بوده که در طول تاریخ وادوار گذشته و حاکمیت اقوام به کمیجان تغییر یافته است. (مولف)

در بعضی از منابع از جمله کتاب تاریخ قم آورده شده است که  این شهر توسط کمی فرزند    کیخسرو ساسانی بنا گردیده و بدین جهت به کمیجان مشور گردیده است. ولی آنچه مسلم است آثار تاریخی نشان از سابقه تاریخی پیش از میلاد دارد.  

   به هر حال برای تجلیل و بزرگداشت یا د این عارف فرزانه پیشنهاد میگردد که نماد وسمبل  خاص با مشارکت وهمکاری مسئولین وکارشناسان هنر ومعماری با برگزاری مسابقه طراحی و بعنوان نماد این شاعرو زادگاهش واستانش مانن نماد دیگر شعرا در کمیجان ساخته شود.              

 نقل مطالب باذکر منبع مجاز است-مولف

سه شنبه 24 مهر ماه سال 1386

نماد بزرگداشت استاد فخرالدین عراقی

ابراهیم بن بوذرجمهر ملقب به فخر الدین عراقی شاعر بزرگ عرصه ادبیات فارسی که در قرن هفتم در کمیجان تولدیافت از عارفان وشاعران صاحب سبک وبنیانگذار سبک وسیاق نوین در ادبیات این مرزو بوم است بطوریکه شاعران پس از وی از جمله لسان الغیب حافظ شیرازی خو د را پیرو مرام و روش این شاعر نامی میداند ومیگوید: غزلیات عراقی است سرود حافظ   که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد.

   این عارف بزرگ در مورد زادگاهش چنین می سراید:

یارب این بوی چنین خوش زگلستان آید؟       یا    زباغ   ارم   روضه  رضوان    آید؟

یا صبا  بوی   سر  ذلف   نگاری     آورد          یا خود این بوی زخاک خوش کمجان آید

ویا در جای دیگر:

هر غریبی    که  در وطن   بینی                   عاقبت باز  یابد  اوطان  را

جز عراقی که نیست امیدش                     تا ببیند وصال کمجان را

    کمجان -َکمیجان - کوموزان -که موزان وکوهمیزان احتمالا به لحاظ مجاورت این شهر در کوهپایه کوه قلنجه که از لحاظ هیئت وشکل ظاهری و هندسی دارای خط الرس منظم ومیزان وسینوسی شکل میباشد اطلاق گردیده ودر اصل همان کوهمیزان نام اصلی کمیجان بوده که در طول تاریخ وادوار گذشته و حاکمیت اقوام به کمیجان تغییر یافته است. 

در بعضی از منابع از جمله کتاب تاریخ قم آورده شده است که  این شهر توسط کمی     کیخسرو بنا گردیده و بدین جهت به کمیجان مشور گردیده است. ولی آنچه مسم است آثار تاریخی نشان از سابقه تاریخی بیش از میلاد دارد.  

   به هر حال برای تجلیل و بزرگداشت یا د این عارف فرزانه پیشنهاد میگردد که نماد وسمبل  خاص با مشارکت وهمکاری مسئولین وکارشناسان هنر ومعماری با برگزاری مسابقه طراحی و بعنوان نماد این شاعرو زادگاهش واستانش مانن نماد دیگر شعرا در کمیجان ساخته شود.              

 

دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386

حفاظت منابع طبیعی

فرهنگ سازی جهت جلوگیری از آتش زدن مراتع به منظور حفظ منابع طبیعی و محیط زیست از سوی متولیان مربوطه وتذکر در اجتماعات و مدارس نقش بسار زیادی در حفظ خاک زراعی و علوفهَ

پوشش خاک وپاکیزه نگهداشتن هوا داردو بر همه مردم لازم است از این گونه اقدام ممانعت نموده وحتی  مشاهده  هر گونه احتراق را به متصدیان امر گزارش نمایند.